اشعار عاشقانه جدید این ماه با عکس عاشقانه

شعرهای عاشقی جدید با عکس عاشقانه

شعرهای عاشقی جدید با عکس عاشقانه

شعرهای زیبای جدید عاشقانه این ماه

اشعار عاشقانه جدید این ماه با عکس عاشقانه

 

 

 

 

 

می رسم، اما سلام انگار یادم می رود
شاعری آشفته ام، هنجار یادم می رود

با دلم اینگونه عادت کن، بیا، بر دل مگیر !
بعد از این هر چیز یا هر کار یادم می رود

من پر از دردم، پر از دردم، پر از دردم، ولی
تا نگاهت می کنم انگار یادم می رود

راستی چندی ست می خواهم بگویم بی شمار
دوستت دارم… ولی هر بار یادم می رود …

مست و سرشاری ز عطر صبح تا می بینمت
وحشت شب های تلخ و تار یادم می رود !

شب تو را در خواب می بینم همین را یادم است
قصه را تا می شوم بیدار یادم می رود

من پر از شور غزل های توئم، اما چرا
تا به دستم می دهی خودکار یادم می رود؟

******************************************

دستهای تو

دستهای تو مرا به خدا می رساند

و دستهای من ، مرا به تو .

پله پله پُر می شوم .

از خودم ، از تنم ساغری می شوم به دستت .

نگاهت را بر تنم بریز … و بنوش .

(عباس معروفی)

**********************************************

خدا نقاشی‌ات کرد و به دیوار تماشا زد

خدا رنگ تو را روی تمام دیدنی‌ها زد

شب از چشمان تو فهمید برتر از سیاهی نیست

اگر مشکی نشد دریا به بخت خویشتن پا زد

خدا شیرینی نام تو را در آب‌ها حل کرد

از آن پس هر که عاشق گشت اول دل به دریا زد

بزرگی! مهربانی! بی‌دریغی! آن قدر خوبی!

که حتی می‌توان گاهی تو را جای خدا جا زد!

دوباره شب شد و در من خیال شاعری گل کرد

دوباره از غزل‌هایم تب عشق تو بالا زد

غزل‌های مرا خواندند و صدها مرحبا گفتند

به زیر بیت بیتش آفرینی از تو امضا زد

*******************************************

به خط گریه برایت نوشته ام خوبم
بپرس حال مرا از صدای مرطوبم

هنوز مثل همان وقت سر به زیرم و سخت
هنوز صاحب آن چشم های محجوبم

نگاه دختر زیبایی‌ام که غمگین است
سکوت دفتر پروانه ای مصلوبم

دلم گرفته از این روزهای بی خبری
اگر به جعبه‌ی اخبار مشت می‌کوبم

برای دیدن من با لباس گرم بیا
هوای خانه‌ی من برفی است محبوبم!…..

***************************************

گیرم که دلم در گرو ناز کسی نیست!؟
چشمان زمین خورده ، نظر باز کسی نیست

عاقل تر از آنم بشوم در به در عشق..!
این بال شکسته پر ِ پرواز کسی نیست

دلخوش به قفس می کنم و قرن پس از قرن
چشمم به در و پنجره ی باز کسی نیست

از من بگریزید که دیوانه ام امشب
ناز ِ نفسم در خور ِ آواز کسی نیست

تضمین نکند هیچ کسی ، خانه ات آباد
ویرانی من ، خانه برانداز کسی نیست…!
.
من می روم امشب که نظر باز نباشم
دیوانگی ام نیز خبر ساز کسی نیست

************************************


شعر عاشقانه و رومانتیک آبان ۹۲

شعر عاشقانه

شعرهای احساسی و عاشقانه آبان ۹۲

شعر عاشقانه و رومانتیک آبان 92

شعرهای زیبا و عاشقانه و متن های احساسی و رومانتیک سری جدید ۲ آبان ماه ۹۲ را در این مطلب بخوانید و لذت ببرید…

 برای مشاهده شعر عاشقانه به ادامه مطلب بروید…

خسته‌تر از صدای من، گریه‌ی بی‌صدای تو
حیف که مانده پیش من، خاطره‌ات به جای تو
.
رفتی و آشنای تو، بی‌تو غریب ماند و بس
قلب شکسته‌اش ولی پاک و نجیب ماند و بس
.
طعنه به ماجرا بزن، اسم مرا صدا بزن
قلب مرا ستاره کن، دل به ستاره‌ها بزن
.
تکیه به شانه‌ام بده، دل به ترانه‌ام بده
راوی آوارگی‌ام، راه به خانه‌ام بده
.
یک‌سره فتح می‌شوم، با تو اگر خطر کنم
سایه‌ی عشق می‌شوم، با تو اگر سفر کنم
.
شب‌شکن صد آینه با شب من چه می‌کنی؟
این همه نور داری و صحبت سایه می‌کنی
.
وقت غروب آرزو بهت مرا نظاره کن
با تو طلوع می‌کنم ولوله‌ای دوباره کن
.
با تو چه فرق می‌کند زنده و مرده بودنم
کاش خجل نباشم از زخم نخورده بودنم
.
دکتر افشین یداللهی
.

.
.
.
امپراطور

ناراحتت کردم دم رفتن
خواستم که ناامید بشی از من
.
این عادلانه نیست می‌دونم
ازم نپرس چطور می‌تونم
.
یکم واسه‌ت لازمه بی‌رحمی
دلیلش‌و حالا نمی‌فهمی
.
به بغض وادارم نکن انقد
این گریه‌ها باشه برای بعد
.
تو قلب من یه امپراطوره .. تسلیم می‌شه چون که مجبوره
برو نباید مال من باشی .. خواهش نکردم، این یه دستوره
.
نفرین به این وجدان بیهودم
ای کاش من خودخواه‌تر بودم
.
غرور من این بار حق داره
دنیا به من خیلی بدهکاره
.
سکوت یعنی مرده فریادم
باید تو رو از دست می‌دادم
.
از من به تو پنجره‌ای وا نیست
وقتی که خوشبختیت اینجا نیست
.
تو قلب من یه امپراطوره .. تسلیم می‌شه چون که مجبوره
برو نباید مال من باشی .. خواهش نکردم، این یه دستوره
.
مونا برزویی
.
.

اس ام اس عاشقانه را در برنا بخوانید

.
.
تو فکر یک سقفم

تو فکر یک سقفم، یک سقف بی‌روزن
یک سقف پابرجا، محکم‌تر از آهن
.
سقفی که تن‌پوشِ هراس ما باشه
تو سردی شب‌ها، لباس ما باشه
.
سقفی اندازه‌ی قلب من و تو .. واسه لمس تپش دلواپسی
برای شرم لطیف آینه‌ها .. واسه پیچیدن بوی اطلسی
.
زیر این سقف، با تو از گل، از شب و ستاره میگم
از تو و از خواستن تو، میگم و دوباره میگم
.
زندگیم‌و زیر این سقف، با تو اندازه می‌گیرم
گم میشم تو معنی تو، معنی تازه می‌گیرم
.
سقف‌مون افسوس و افسوس، تن ابر آسمونه
یه افق یه بی‌نهایت، کمترین فاصله‎مونه
.
تو فکر یک سقفم، یک سقف رویایی
سقفی برای ما، حتا مقوایی
.
تو فکر یک سقفم، یک سقف بی‌روزن
سقفی برای عشق، برای تو با من
.
سقفی اندازه‌ی قلب من و تو .. واسه لمس تپش دلواپسی
برای شرم لطیف آینه‌ها .. واسه پیچیدن بوی اطلسی
.
زیر این سقف اگه باشه، می‎پیچه عطر تن تو
لُختی پنجره‌هاش‌و می‌پوشونه پیرهن تو
.
زیر این سقف خوبه عطرِ خود‌فراموشی بپاشیم
آخر قصه بخوابیم، اول ترانه پاشیم
.
ایرج جنتی عطایی
.
.
.
.
چکاوک

کجای این جنگل شب پنهون می‌شی خورشیدکم؟
پشت کدوم سد سکوت پر می‌کشی چکاوکم؟
.
چرا به من شک می‌کنی؟ من که منم برای تو
لبریزم از عشق تو و سرشارم از هوای تو
.
دست کدوم غزل بدم نبض دل عاشقم‌و؟
پشت کدوم بهانه باز پنهون کنم هق‌هقم‌و؟
.
گریه نمی‌کنم نرو، آه نمی‌کشم بشین
حرف نمی‌زنم بمون، بغض نمی‌کنم ببین
.
سفر نکن خورشیدکم ترک نکن من‌و نرو
نبودنت مرگ منه راهی این سفر نشو
.
نذار که عشق من و تو اینجا به آخر برسه
بری تو و مرگ من از رفتن تو سر برسه
.
گریه نمی‌کنم نرو، آه نمی‌کشم بشین
حرف نمی‌زنم بمون، بغض نمی‌کنم ببین
.
نوازشم کن و ببین عشق می‌ریزه از صدام
صدام کن و ببین که باز غنچه می‌دن ترانه‌هام
.
اگر چه من به چشم تو کمم، قدیمی‌ام، گمم
آتشفشان عشقم و دریای پر تلاطمم
.
گریه نمی‌کنم نرو، آه نمی‌کشم بشین
حرف نمی‌زنم بمون، بغض نمی‌کنم ببین
.
ایرج جنتی عطایی
.
.

اس ام اس عشق و عاشقی را در برنا بخوانید

.
.
کنارم هستی و اما…

کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه
خودت می‌دونی عادت نیست فقط دوست داشتن محضه
.
کنارم هستی و بازم بهونه‌هامو می‌گیرم
میگم وای چقد سرده میام دستاتو می‌گیرم
.
یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی می‌میرم
از این جا تا دم در هم بری دلشوره می‌گیرم
.
فقط تو فکر این عشقم تو فکر بودن باهم
محاله پیش من باشی برم سرگرم کاری شم
.
می دونم که یه وقتایی دلت می‌گیره از کارم
روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوست دارم
.
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگیا داری
تو هم از بس منو می‌خوای یه جورایی خودآزاری
.
کنارم هستی و انگار همین نزدیکیاس دریا
مگه موهاتو وا کردی که موجش اومده اینجا
.
قشنگه ردپای عشق بیا بی‌چتر زیر برف
اگه حال منو داری می‌فهمی یعنی چی این حرف
.
می‌دونم که یه وقتایی دلت می‌گیره از کارم
روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوسِت دارم
.
تو هم مثل منی انگار از این دلتنگیا داری
تو هم از بس منو می‌خوای یه جورایی خودآزاری
.
افشین مقدم
.
.
.
.
رویایی

من به دنبال توام یکی دیگه دنبال منه
تو به دنبال کسی هستی که نارو می‌زنه
.
ما همه مثل همیم ما همه سرگردونیم
اونی که عاشقه رو از خودمون می‌رونیم
.
عشق‌مون کنارمون هست ولی نمی‌دونیم
.
اما یه روز میرسه به خودمون برگردیم
روزی که از همه‌ی آدمکا دل‌سردیم
.
قدر لحظه‌های باهم بودن‌و می‌فهمیم
وقتی که دیر میشه می‌فهمیم چقد بد کردیم
.
چی میشه باهم بمونیم خالق افسانه‌ها شیم
میون رابطه‌هامون دنبال چیزی نباشیم
.
کاش بذاریم کینه‌ها از توی قلبامون بره
از ما که چیزی نمی‌مونه به جز یک خاطره
.
عمر ما کوتاه‌تر از اونه که با هم بد بشیم
کاش بتونیم راه عاشق بودن‌و بلد بشیم
.
چی میشه باهم بمونیم خالق افسانه‌ها شیم
میون رابطه‌هامون دنبال چیزی نباشیم
سیامک عباسی
.
.
.
.
شام مهتاب

تو اون شام مهتاب کنارم نشستی
عجب شاخه گل‌وار به پایم شکستی
.
قلم زد نگاهت به نقش‌آفرینی
که صورتگری را نبود این چنینی
.
پریزاد عشق‌و مه‌آسا کشیدی
خدا را به شور تماشا کشیدی
.
تو دونسته بودی چه خوش‌باورم من
شکفتی و گفتی از عشق پرپرم من
.
تا گفتم کی هستی؟ تو گفتی یه بی‌تاب
تا گفتم دلت کو؟ تو گفتی که دریاب
.
قسم خوردی بر ماه که عاشق‌ترینی
توی جمع عاشق، تو صادق‌ترینی
.
همون لحظه ابری رخ ماه‌و آشفت
به خود گفتم ای وای! مبادا دروغ گفت
.
گذشت روزگاری از اون لحظه‌ی ناب
که معراج دل بود به درگاه مهتاب
.
در اون درگه عشق چه محتاج نشستم
تو هر شام مهتاب به یادت شکستم
.
تو از این شکستن خبر داری یا نه
هنوز شور عشق‌و به سر داری یا نه
.
هنوزم تو شب‌هات اگه ماه‌و داری
من اون ماه‌و دادم به تو یادگاری
مینا جلالی
.
.
.
.
من و تو دوتا پرنده

من و تو دو تا پرنده .. تو قفس زندونی بودیم
جای پر زدن نداشتیم .. ولی آسمونی بودیم
.
ابر و بارون‌و می‌دیدیم .. اما دنیامون قفس بود
چشم به دوردستا نداشتیم .. همینم واسه ما بس بود
.
اما یک روز اونایی که .. ما رو با هم دوست نداشتن
تو رو پر دادن و جاتم .. یه دونه آینه گذاشتن
.
من خوش‌باور ساده .. فکر می‎کردم رو‌به‌رومی
گاهی اشتباه می‌کردم .. من کدومم تو کدومی
.
با تو زندگی می‌کردم .. قفس تنگ و سیاه‌و
عشق تو از خاطرم برد .. عشق پر زدن تا ماه‌و
.
اما یک روز باد وحشی .. رویاهام‌و با خودش برد
قفس افتاد و شکست و .. آینه افتاد و ترک خورد
.
تازه فهمیدم دروغ بود .. دنیایی که ساخته بودم
دردم از اینه که عمری .. خودم‌و نشناخته بودم
.
تو تو آسمونا بودی .. با پرنده‌های آزاد
من تن‌خسته رو حتا .. یه دفعه یادت نیفتاد
.
حالا این قفس شکسته .. راه آسمون شده باز
اما تو قفس نشستم .. دیگه یادم رفته پرواز

منبع:سه علی سه

نوشته شعر عاشقانه و رومانتیک آبان ۹۲ اولین بار در پدیدار شد.


شعرهای عاشقانه جدید ۹۲

شعرهای عاشقانه جدید ۹۲

love-asheghi

ای کاش احساسم گلی می بود ، میریخت عطرش را به دامانت
یا مثل یک پروانه پر میزد ، رقصان به روی طاق ایوانت
.
ای کاش احساسم کبوتر بود ، بر بام قلبت آشیان میکرد
از دست تو یک دانه برمیچید ، عشقی به قلبت میهمان میکرد
.
ای کاش احساسم درختی بود ، تو در پناه سایه اش بودی
یا مثل شمعی در شبت میسوخت ، تو مست در میخانه اش بودی
.
ای کاش احساسم صدایی داشت ، از حال و روزش با تو دم میزد
مثل هزاران دانه برفی ، سرما به جان دشت غم میزد
.
ای کاش احساسم هویدا بود ، در بستر قلبم نمی آسود
یا در سیاهی دو چشمانم ، خاموش نمیگشت و نمی آلود
.
ای کاش احساسم قلم میگشت ، تا در نهایت جمله ای میشد
یعنی که “دوستت دارم”ی میگشت ، تا معنی احساس من میشد !
.
در ادامه مطلب بخوانید…


متن های زیبا برای کارت عروسی ۹۲

متن های زیبا برای کارت عروسی ۹۲

matn-kart-Yaftabad-com

خدا هدیه ای به ادم داد
و مهر حوا را به دل او انداخت
باید آسمان را آذین می بست
ستاره ها را برق می انداخت
خدا لبخند زد
تنهایی فقط زیبنده خودش بود!
در جشن پیوند آسمانیمان، همه فرشته ها دعوت دارند!


شعرهای عاشقانه ۲۰۱۳ +عکس

شعرهای عاشقانه غمگین ۲۰۱۲

شعرهای عاشقانه ۲۰۱۳ +عکس

asheghane-2013-Yaftabad-com

در حسرت لحظه ای آرامشم ، همچنان اشک از چشمانم میریزد و در انتظار طلوعی دوباره ام
همه چیز برایم مثل هم است ، طلوع برایم همرنگ غروب است ، گونه هایم پر از اشک شده و عین خیالم نیست ، عادت کرده ام دیگر….
عادت کرده ام از همنیشینی با غمها ، کسی دلسوز من نیست
قلبم رنگ تنهایی به خودش گرفته ، دیگر کسی به سراغ من نمی آید، تمام فضای قلبم را تنهایی پر کرده ، دیگر در قلبم جای کسی نیست
هر چه اشک میریزم خالی نمیشوم ، هر چه خودم را به این در و آن در میزنم آرام نمیشوم ، کسی نیست تا شادم کند ، کسی نیست تا مرا از این زندان غم رها کند


  • Page 1 of 2
  • 1
  • 2
  • >