معرفت عمیق کریلایی
غرق موهوماتیم
شخصی از عارف مرحوم کربلایی میرزا حسینعلی تهرانی پرسید: شما چه راهی را سفارش می فرمایید تا وجودمان خزانه ی محبت الهی شود؟
ایشان گفتند: ” کمیل از صحابه به حضرت امیرالمومنین (ع) عرض کرد: حقیقت چیست؟ اولین کلامی که مولا فرمودند این بود که موهوماتت را در گوشه ای رها کن!
اگر سر دروازه ی دل می نشینی، باید همه ی موهوماتت را بیرون بریزی تا او بیاید و بر تخت سلطنتش که همان دل هست تکیه زند. بشر یقین کافی ندارد، پس می خواهد با خیالات پیشروی کند و آن هم ممکن نیست. یقین را باید در خودت بگنجانی تا به مقام محبت نایل گردی.
یکی از موهوماتی که یقین را خدشه دار می کند، آن است که خدا را برای خودت می خواهی، نه آنکه خودت را برای خداوند. این نکته ی بسیار مهمی است. زلیخا، یوسف را برای خودش می خواست، نه خودش را برای یوسف. لذا آن شد که به او تهمت زد و به زندانش انداخت. این ها ناخالصی در عشق است، و حقیقت و صداقت در عشق، اصلی ترین شعبه ی یقین است.
کشید از دامن معشوق دست از بیم رسوایی
همین تقصیر بس تا دامن محشر زلیخا را
تمام غم و غصه های افراد از اینجا شروع می شود که خودشان را برای خدا نمی خواهند. اگر اینگونه شود و خودمان را برای خدا بخواهیم، سختی های راه به هیچ وجه در نظرمان نمی آید و ره سپردن و سیر، آسان خواهد شد.
زمانی مجنون به سمت خانه ی لیلی رفته بود و در خانه را زد. لیلی پرسید تو کیستی؟ مجنون پاسخ داد: در را باز کن که لیلی آمده!
در حقیقت، او فنای در محبوبش شده بود. زیرا خودی نمی دید تا آن را در میان بکشد.
رفقا، انسان با محبت است که پیشروی می کند. محبت که باشد سختی ها و حرف ها و مَنَم زدن ها، همه و همه کنار می رود، و جای خود را به معشوق خواهد داد.”


منبع

 

 

سایت تفریحی فان سی

 

 

 

 

 

سایت تفریحی فان سی

 

سایت تفریحی ویکنا

 

 

 

<

سایت تفریحی فان سی

سایت تفریحی ویکنا

by
 

مطالب پیشنهادی :

ارسال نظر

X بستن تبلیغات